28 January, 2021

نگاهی به چگونگی مشارکت افراد معلول در تصمیم گیری ها .

جامعیت و در نظر گرفتن تمام جنبه های یک موضوع در تدوین سیاست ها ، اگرچه ممکن است بدیهی و شاید ساده به نظر برسد ، اما در ورطه عمل ، به دقایق و ظرافت های خاص خود نیاز دارد و در تمام مراحل از طراحی مسئله تا شناسایی مشکل تا سیاست های تدوین و استراتژی ها و نحوه اجرای آنها و البته اجرای آنها و به ویژه در ارزیابی سیاست های اجرا شده باید همیشه مورد توجه و دقت قرار گیرند.

در این راستا ، یکی از مهمترین جنبه های جامعیت در سیاستگذاری و تصمیم گیری ، در نظر گرفتن کلیه ذینفعان به صورت کلی و با توجه به شرایط متفاوت آنها است. بنابراین ، معلولان به عنوان بزرگترین اقلیت اجتماعی ، که طبق برآوردهای موجود 10 تا 15 درصد جامعه را تشکیل می دهند ، باید در تمام سیاست ها و تصمیمات در زمینه های مختلف ، به ویژه در زمینه های مختلف شرکت کنند. عموم مردم به عنوان یکی از ذینفعان در نظر گرفته می شوند و الزامات و ملاحظات لازم برای ایجاد یک فرصت برابر و امکان اعمال آن سیاست برای این قشر به عنوان سایر اقشار جامعه باید مورد توجه قرار گیرد. این امر در کنوانسیون ها ، قوانین و اعلامیه های بین المللی و همچنین در قوانین ، برنامه ها و مقررات داخلی که به طور مستقیم و ضمنی مورد تأکید قرار گرفته است ، و در سال های اخیر شکل رو به رشد شواهد مختلف برای توجه به این دیدگاه و گاهی کاربرد آن می تواند باشد مشاهده گردید.

“ایجاد پست مشاور در امور معلولین در برخی از استانها و برخی وزارتخانه ها و برخی شهرداریها” ، “تأکید سازمان بهزیستی بر استفاده از مشاوران معلول در سطوح مختلف این سازمان” و البته در آخرین نمونه معلولین با پیشنهاد شورای شهر و موافقت شهردار تهران برای چهار معاون مهم این نهاد “و برخی شواهد و شواهد دیگر گواه این ادعاست.

اکنون ، در میان روش های مختلف موجود در زمینه مشارکت افراد معلول در تصمیم گیری به عنوان یکی از ذینفعان مهم در حوزه عمومی ، “استفاده از مشاور معلولان” ، که البته ساده ترین و به عبارت دیگر ، به موقع موفق ترین راه حل است؛ مسئله ای که هر بار ارائه می شود ، شامل بسیاری از دیدگاه ها و اختلاف سلیقه ها و با تقسیم بندی های مختلف بین افراد معلول و حتی م institutionsسسات ، NGO ها و افراد مرتبط با این حوزه است.

تفاوت نظرات از چگونگی و کم بودن افراد معلول در تصمیم گیری و دامنه و عمق این مشارکت تا نحوه و روند انتخاب افراد و حتی نحوه ورود به مثال ها و س questionال و انتقادات زیادی به منتخبان افراد گرچه هر یک از موارد فوق الذکر به فرصتهای دیگری برای مطالعه و تحلیل آن از دیدگاه علمی نیاز دارد ، اما به نظر نویسنده ، بخش مهمی از این تعارضات و اختلاف در نوع دیدگاه این موضوع خود موضوع است ماهیتی سطحی دارد و به مسئله اساسی بازمی گردد که می تواند در حداقل دوگانگی مطرح شود.

به عبارت دیگر ، تمام بحث ها و بعضاً جنجال ها در زمینه موضوعات کم و زیاد و حتی تا افراد منتخب ، به دلیل وجود دو دیدگاه گفتمانی در این زمینه و تعارض بین آنها است که توجه و نظر هر یک از این دیدگاه ها گفتمان از روش ها ، فرایندها ، مقادیر و کیسه های مختلف مشارکت و همچنین نحوه ورود به مثال ها و در پایان ، افراد انتخاب شده ، وظایف و ویژگی های آنها و غیره پیروی می کند.

در این راستا ، یکی از مهمترین جنبه های جامعیت در سیاستگذاری و تصمیم گیری ، در نظر گرفتن کلیه ذینفعان به طور کلی و با توجه به شرایط متفاوت آنها است. بنابراین افراد معلول به عنوان بزرگترین اقلیت اجتماعی که 10 تا 15 درصد جامعه را تشکیل می دهند ، باید در کلیه سیاستها و تصمیمات در زمینه های مختلف ، به ویژه در زمینه های مختلف شرکت کنند. عموم مردم به عنوان یکی از ذینفعان در نظر گرفته می شود و الزامات و ملاحظات لازم برای ایجاد یک فرصت برابر و امکان اعمال آن سیاست برای این گروه به عنوان سایر اقشار جامعه باید مورد توجه قرار گیرد. این امر در کنوانسیون ها ، قوانین و اعلامیه های بین المللی و همچنین در قوانین ، برنامه ها و مقررات داخلی که مستقیماً و به طور ضمنی مورد تأکید قرار گرفته اند ، و در سال های اخیر شکل رو به رشد شواهد برای پرداختن به این دیدگاه منعکس شده است. و گاهی می توان کاربرد آن را مشاهده کرد.

“ایجاد سمت مشاور در امور معلولین در برخی استانها و برخی وزارتخانه ها و برخی شهرداریها” ، “تأکید سازمان بهزیستی در استفاده از مشاوران معلولان در سطوح مختلف این سازمان” و البته در آخرین نمونه معلول “چهار معاون مهم این نهاد” و برخی شواهد و شواهد دیگر این ادعا را اثبات می کند.

اکنون ، در میان روش های مختلف موجود در زمینه مشارکت افراد معلول در تصمیم گیری به عنوان یکی از ذینفعان مهم در حوزه عمومی ، “استفاده از مشاور معلولیت” ، که البته ساده ترین و به روش دیگر است کلمات ، موفق ترین راه حل ؛ موضوعی که هر بار ارائه می شود شامل بسیاری از دیدگاه ها و اختلاف سلیقه ها و با تقسیم بندی های مختلف بین افراد معلول و حتی م institutionsسسات ، NGO ها و افراد مرتبط با این حوزه است.

اختلاف نظر از چگونگی و تعداد معدود افراد معلول در تصمیم گیری و دامنه و عمق این مشارکت تا نحوه و روند انتخاب افراد و حتی نحوه ورود به مثال ها و س questionsالات و بسیاری از انتقادات از افراد منتخب ، گرچه هر یک از در بالا فرصت های دیگری نیز دارد. این از نظر علمی باید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد ، اما به نظر نویسنده ، بخش مهمی از این تعارضات و اختلافات در نوع دیدگاه این موضوع ، خود موضوع است. ماهیتی سطحی دارد و به مسئله اساسی برمی گردد که می تواند در حداقل دوگانگی مطرح شود.

به عبارت دیگر ، همه بحث ها و بعضاً جنجال ها در زمینه موضوعات کم و بیش و حتی به افراد منتخب ، به دلیل وجود دو دیدگاه گفتمانی در این زمینه و تعارض بین آنها است. توجه و نظر هر یک از این دیدگاه ها گفتمان روش است. مراحل مختلف ، مقادیر و کیسه های مشارکت و همچنین نحوه ورود به مثال ها و در پایان ، افراد انتخاب شده ، وظایف و ویژگی های آنها و غیره.

اگرچه مشارکت ، البته حق همه افراد دارای معلولیت است ، اما این گفتار توضیح نمی دهد كه چگونه این مشاركت در یك فرد به عنوان مشاور خلاصه می شود ، به عبارت دیگر ، وی تمام معلولین را معلول و زندگی كرده می داند. تجربه شایسته این کار . به عنوان مثال ، این گفتمان را می توان در سخنرانی های برخی مسئولان در سال های اخیر و انتخاب برخی افراد به عنوان مشاور در زمینه معلولان در برخی از شهرها بدون هیچگونه رزومه و رزومه قابل قبول و فقط معلول مشاهده کرد. نمونه های دیگری نیز از تأثیرات این دیدگاه گفتمانی و تصمیمات اجرایی مبتنی بر آن وجود دارد.

بر اساس رویکرد این گفتار از دیدگاه حداقلی ، دو مسئله بسیار اساسی مطرح می شود که مشکلات بعدی ، ابهامات و نارسایی های بعدی را در بعد نظری و اجرایی ایجاد می کند.

اول: اگرچه تجربه زیسته یک دانش ضمنی ارزشمند است ، اما از نظر اینکه این شخص چه کسی تجربه کرده و در چه زمینه ها و زمینه هایی و در چه نوع برخوردهایی و با چه کیفیتی و … نتیجه بسیار قابل توجه و قابل تأملی است.

به عنوان مثال ، به هیچ وجه نمی توان تجربه زیسته یک معلول با کمترین سطح ارتباطات ، پایین ترین سطح مهارت ها و تحصیلات و غیره را که توسط گوشه ای از انزوا و تنهایی انتخاب شده است ، با یک معلول متناظر دیگر که درگیر مشکلات است . و مشکلات در ابعاد ارتباطات ، مهارت ها ، تحصیلات ، شغل و غیره بهبود یافته است و به موازات این موارد ، علاوه بر مطالعات تخصصی در زمینه معلولیت ، وی دارای تجربیات عملی مختلف در بعد اجرایی و سطوح مختلف در زمینه معلولیت. اگرچه همان تجربه زیسته می تواند داده هایی را برای مشارکت در تصمیم گیری فراهم کند ، اما مقدار و کیفیت داده های این دو تجربه زیسته به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

از طرف دیگر ، با توجه به اینکه تجربه زیسته شخصی است و متعلق به یک شخص است و با جنبه های خاص مکانی ، زمانی و … ، نمی توان تجربه زیست شده یک شخص را تعمیم داد و آن را به همه افراد تعمیم داد. به عبارت دیگر ، تکیه صرف بر تجربه زندگی یک شخص بدون در نظر گرفتن سایر ویژگی ها ، نمی تواند انتظارات ، انتظارات ، ملاحظات و نیازهای یک طبقه – بزرگترین طبقه اجتماعی هر جامعه – (افراد معلول) را نشان دهد.

از این منظر ، این دیدگاه نمی تواند به معنای مشارکت افراد معلول در تصمیم گیری باشد. زیرا در حقیقت ، یک ذینفع مهم با جمعیتی چند درصدی از جمعیت به یک تجربه زندگی ساده و بدون هیچ ویژگی خاص دیگری کاهش یافته است و به تعبیری ، این دیدگاه ، به موازات جلب مشارکت معلولان در تصمیم گیری ، نوعی مشارکت است. این افراد را محدود کرده است و رویکرد مشارکتی “به شکل یک نتیجه ناخواسته” به محدودیتی در مشارکت تبدیل شده است ، که طبیعتاً در اثر دومینو منجر به مسائل و مشکلات دیگری خواهد شد.

ثانیاً: از جنبه اجرایی ، به دلیل صرف معلولیت و تجربه زندگی ناشی از آن به عنوان شاخص مهمی در انتخاب مشاور در زمینه معلولان ، بسیاری از افراد به طور طبیعی خود را درست می دانند و ضمن ایجاد جنجال ، بحث و گفتگو و بسیاری از مسائل دیگر در جامعه معلولین و نتوانستند به این موقعیت برسند در میان این افراد شکل گرفته است.

در این بین ، به دلیل پایین بودن میزان اشتغال در بین این گروه ، این رقابت ناموفق برای انتخاب خود با جدیت بیشتری ، داغ و توسط افراد بیشتری دنبال می شود و بنابراین ، در این بین ، ناگهان و به دلیل فقدان سایر مشخصات. افرادی که از هر طریقی با مقامات مربوطه تماس گرفته و خود را بر این سمت تحمیل کرده اند احتمالاً به عنوان مشاور در زمینه معلولین انتخاب می شوند. افرادی که لزوماً مستحق تر از سایر بازماندگان نیستند.

همچنین ، از آنجا که جامعه معلولین و افراد متخصص در این زمینه هیچ تمایز یا ویژگی متمایزی در فرد انتخاب شده نمی بینند ، نه تنها همکاری مورد انتظار با او را نداشتند ، بلکه در بین درصد قابل توجهی از جامعه معلولین به عنوان نماینده این گروه و مدافع حقوق آنها شناخته شده نیستند ، که اگرچه باعث ایجاد دلسردی در میان سایر افراد منتخب نمی شود ، اما منجر به بسیاری از مشکلات دیگر خواهد شد.

گفتمان متخصص – معلول

اما گفتمان “متخصص-معلول” گرچه نقاط مشترک زیادی با علائم و عناصر گفتمان شهروند معلول دارد ، اما معلولیت را در سطح دیدگاه متخصص برای مشارکت در تصمیم گیری تشخیص می دهد و بنابراین در مورد سیاست های اتخاذ شده اظهار نظر می کند احترام به حقوق این گروه نه تنها منوط به معلولیت و در نتیجه مواجهه با آن و داشتن سابقه تجربه در این زمینه است.

در واقع ، از نظر ماهیت حق شرکت و در نتیجه انتخاب مشاور معلول ، معلولیت شرط لازم است و شرط کافی و لازم نیست ؛ این گفتمان ، مانند گفتمان معلولیت – شهروند ، اعتبار کاملی به تجربه زیسته معلولیت نمی بخشد.

گفتمان تخصصی معلولیت معتقد است که معلولیت ، شناخت و تسلط آن بر ملاحظات ، الزامات و الزامات این موضوع و البته در نظر گرفتن و اجرای این ملاحظات و الزامات در تصمیمات و سیاست ها ، مقوله ای چند وجهی است. پیچیدگی های خاص خود را دارد.

بنابراین ، به زبان ساده ، شخصی که می خواهد در این زمینه اظهار نظر کند ، باید دارای ویژگی هایی نیز باشد تا خصوصیات فوق را داشته باشد و عهده دار این سمت باشد و به عبارت دیگر ، “تخصص” در این زمینه داشته باشد.

دوم: از نظر اداری ، به دلیل صرف معلولیت و تجربه زندگی ناشی از آن به عنوان شاخص مهم در انتخاب مشاور در زمینه معلولیت ، بسیاری از افراد به طور طبیعی خود را درست می دانند و ضمن ایجاد جنجال ، بحث و گفتگو و بسیاری از مسائل دیگر در جامعه معلولان شکل نگرفته و نمی توانند به این جایگاه در میان این افراد برسند.

در این بین ، به دلیل سطح پایین اشتغال در بین این گروه ، این رقابت ناموفق برای انتخاب آنها با جدیت بیشتری ، داغ و توسط افراد بیشتری دنبال می شود و بنابراین ، در این بین ، ناگهان و به دلیل فقدان سایر مشخصات. افرادی که به هر طریقی با مقامات مربوطه تماس گرفته و خود را بر این سمت تحمیل کرده اند ، احتمالاً به عنوان مشاور معلولین انتخاب می شوند. افرادی که لزوماً مستحق تر از سایر بازماندگان نیستند.

همچنین ، از آنجا که جامعه معلولین و متخصصان این حوزه هیچ تمایز یا مشخصه ای در فرد منتخب نمی بینند ، نه تنها همکاری مورد انتظار با او نداشته اند ، بلکه در بین درصد قابل توجهی از جامعه معلولین به عنوان نماینده این گروه همکاری نکرده اند. و مدافعان حقوق آنها شناخته شده نیستند ، که هرچند باعث دلسردی سایر مقامات منتخب نمی شود ، اما منجر به مشکلات دیگری خواهد شد.

گفتمان معلول متخصص

اما گفتمان “متخصص-معلول” اگرچه اشتراکات زیادی با علائم و عناصر گفتمان شهروند معلول دارد ، اما معلولیت را در سطح دیدگاه تخصصی برای مشارکت در تصمیم گیری تشخیص می دهد و بنابراین در مورد سیاست های اتخاذ شده اظهار نظر می کند. احترام به حقوق این گروه تنها به معلولیت و در نتیجه برخورد با آن و داشتن سابقه تجربه در این زمینه وابسته نیستند.

در واقع ، از نظر ماهیت حق شرکت و در نتیجه انتخاب مشاور معلول ، معلولیت شرط لازم است و شرط کافی و لازم نیست ؛ این گفتمان ، مانند گفتمان معلولیت – شهروند ، اعتبار کاملی به تجربه زیسته معلولیت نمی بخشد.

گفتمان تخصصی معلولیت معتقد است که معلولیت ، شناخت و تسلط آن بر ملاحظات ، الزامات و الزامات این موضوع و البته در نظر گرفتن و اجرای این ملاحظات و الزامات در تصمیمات و سیاست ها ، مقوله ای چند وجهی است. پیچیدگی های خاص خود را دارد.

بنابراین ، به زبان ساده ، شخصی که می خواهد در این زمینه اظهارنظر کند نیز باید دارای ویژگی هایی باشد تا خصوصیات فوق را داشته باشد و مسئولیت این سمت را به عهده داشته باشد ، به عبارت دیگر ، “تخصص” در این زمینه داشته باشد.

بدون شک اجرای سمت مشاور در زمینه معلولان به روشی صحیح ، روشمند و البته جامع در کلیه دستگاه ها و موسساتی که تصمیمات ، ماموریت ها ، وظایف و ویژگی های آنها به نوعی جامعه افراد معلول را تحت الشعاع قرار می دهد. ؛ ضمن تضمین حق مشارکت این گروه مهم و بزرگ در تصمیم گیری ، می تواند به رعایت حقوق این افراد ، ایجاد جامعه ای برای همه ، رفع تبعیض ، مشاركت هرچه بیشتر شهروندان معلول در جامعه منجر شود ، ایجاد فرصت های برابر و … و به طور کلی ، برای بهبود کیفیت زندگی این افراد به عنوان بزرگترین اقلیت اجتماعی ، که به طور طبیعی در یک بعد کلی تر ، برای بهبود کیفیت زندگی و بهبود شرایط در زمینه های مختلف زندگی اجتماعی آن بسیار امیدوار است که در تعامل سازنده و هم افزایی بین افراد دارای معلولیت ، جامعه مدنی و نهادها و نهادهای تصمیم گیرنده ، پیگیری و اجرا شود.

* کارشناس و پژوهشگر سازمان اسناد و کتابخانه ملی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *